على ابو الحسنى ( منذر )
31
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
را بنماييد ، اميد اجابت است . خيلى ملتمس دعا از حضرت عالى هستم كه در آستان مقدس دعا به اسلام را الحاح بفرماييد . زياده مصادعت نمىشود . * ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم ! مرحوم حاج سيد عبد العزيز طباطبايى فرمودند : مرحوم سيد در بىاعتنايى به دنيا ، و مناعت طبع در برابر صاحبات ثروت و قدرت ، بسيار فوق العاده بوده و روى همين امر ، در دوران تحصيل اصفهان خيلى گرسنگى خورده است . چرا كه وى هرگز به روى خويش نمىآورد كه گرسنه است و اهل اظهار فقر و حاجت به ارباب ثروت ( از ميان بستگان و آشنايان ) نبود . آنها هم كه سيرند - چنان كه مىدانيم - معمولا عادت به پرسوجو از حال گرسنگان ندارند ، و لذا روزگار بر مرحوم سيد خيلى سخت مىگذشته است . خود مىفرموده است كه : ايام تابستان ، ظهرها كه مردم مىخوابيدند ، به راه مىافتادم و در كوچه و خيابان مىگشتم تا مثلا پوست خربزهاى يا سبزى خوردنى بيابم و آن را در جوى آب شسته و بخورم . يا تكههاى نان و غذايى را كه از تكان داده شدن سفرهاى روى زمين ريخته شده بود جمع و مصرف كنم ! تنها پس از مدتها ، فرد متمكّن خيّرى پيدا مىشود و به يكى از قصّابان شهر مىسپارد كه هفتهاى 2 سير گوشت به سيد بدهد و تازه در اين حالت هم ، سيد فقط همان گوشت را داشته و در يك ديگسنگى آبپز مىكرده و از ساير مخلّفات آن غذا ( پياز و سيبزمينى و نخود و لوبيا و . . . ) محروم بوده است . مشى سيد ، همان است كه كليد رمز آن را در كلمات قصار خويش « 1 » به دست داده است : الحرّ لا يتحمّل المنّ . يعنى ، مرد آزاده ، هيچگاه ، منّت ديگران را برنمىتابد ! او ، گواراترين و لذتبخشترين غذا را غذايى مىدانست كه با رنج كار به دست آيد و متقابلا خوراكى را كه با خواهش ( و گدايى ) از اين و آن به دست آيد غذاى بد مىشمرد : * الذّ المطاعم ما حصل بكدّ اليمين * بئست المأكلة ما يحصل بالمسئلة * بئس النوال المسبوق بالسؤال .
--> ( 1 ) . الكلم الجامعة و الحكم النافعة ، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى ، گردآورى شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء . راجع به اين كتاب در آينده توضيح داده و از آن ، مطالب بسيار نقل خواهيم كرد .